قلبانه
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود با آنهمه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او یا برزبانم می رود باز آی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود... *سعدی* پ.ن: من عاشق این شعر با صدای استاد علیرضا افتخاری هستم که آن را به زیبایی هرچه تمام تر خوانده است... پ.ن ۲ : دوستان عزیز! شما میتونین آهنگ وبلاگمو بشنوین؟؟؟؟
| Design By : Night Skin |


